Protected by Copyscape جزیره علم
سفارش تبلیغ
صبا

جزیره علم

به کانال تلگرام «جزیره علم» بپیوندید.

 


نوشته شده در  یادداشت ثابت - سه شنبه 95/7/7ساعت  12:6 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

Rationality: Releaved vs. non-Releaved

اطرافیان آیه الله جوادی آملی قرار است کنگره ای راه اندازی کنند به نام : "کنگره بین المللی توسعه و تعالی علوم بر پایه عقلانیت وحیانی"

که دومین پیش نشست آن قرار است امروز دوشنبه ساعت 10 در دانشگاه اصفهان, دانشکده ادبیات (تالار صائب) برگزار گردد.

ان شالله بتوانم حاضر شود و گزارشی بفرستم


نوشته شده در  دوشنبه 96/7/17ساعت  9:26 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

مجالس الحسین

«نمی خواستم[1] حرف بزنم [مگر] برای این که زاد و توشه ای برای خودم تهیه کنم[2]. قرآن می فرماید: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»(جاثیه، 29)  [یعنی] هر آنچه شما عمل می کنید -«آنچه» از ادوات عموم است[یعنی] استثناء ندارد- آنچه از خوب و بد دارید، ما نسخه بر می داریم، نسخه یعنی زیراکس، [یعنی] اصل.

یکی از پیرمردهای بزرگ [از] علماء قدیم فرموده [بود]: روز عاشوراء روضه ها خیلی بود، آن روز روضه اش ارزش داشت که مردم شب عاشورا بیدار بودند!

من خودم بچه که بودم چیزی نمی خوردم اما حالا نمی توانم. عاشورا چیزی نمی خوردم [و] مردم [هم] معمولاً ناشتایی نمی کردند؛ گریه می کردند برای بچه های امام حسین، آّب نمی خوردند، خودشان را به مجالس امام حسین آشنا می کردند. 

فریب دادند من و شما را، دروغ گفتند و دروغ خواهند گفت. شما خیال نکنید [که اگر در این] مجلس ننشینید [ولی از] تلویزیون مجلس روضه را دیدید، به امیرالمؤمنین ثوابِ اینجا را ندارد، به امیرالمؤمنین [قسم] هر آخوندی به شما [اگر چنین چیزی] گفت، ریشش اگر سه متر هم باشد، دروغ گفته است [بلکه] ریاست می کنند. در هر حسینیه ای [که] سینه زدند و گریه کردند و تلویزیون گذاشتند، به امیرالمؤمنین –صاحب عزا- دروغ گرفته اند که [اگر] یک لحظه بیاید، [آنجا] ثواب اینجا را ندارد. به امیرالمؤمنین دروغ می گویند. به امیرالمؤمنین دروغ می گویند. 

فتنه است، آخرالزمان است، [بلکه] شما را از حق دور می کنند. زمان [دارد] نزدیک می شود، یک وقت امام زمان [هم] می آید و همه ما می رویم زیر صاعقه. [اگر این مجلس] که شما الآن اینجا هستید با تهران متصل باشد، دو مجلس [به حساب می آید]. 

به مجرد این که ملائکه ببینند در مجلسی دارند اسم اهل بیت را می برند یا فضائلشان را [می گویند] -اینها روایتش به حد تواتر است- به مجرد این که صحبت اهل بیت شد،چه فضیلتها چه مصائب، [ملائکه که] موتور نمی خواهند، تاکسی تلفنی [هم] نمی خواهند. به مجرد این، «مختَلَف ملائکه»[3] است یعنی دو باند است، همینطور ملائکه دارند از این طرف می آیند و از آن طرف بالا می روند. خدا لعنت کند آنهایی را که شما را نشاندند در خانه و گفتند برای شما تلویزیون می گذاریم[به جای رفتن به مجلس اهل بیت]، اینها با علی کاری ندارند، [و] البته علی هم، با [وی] هم نان می خورند. در زورخانه هم یا علی [می گویند]، همین هایی که سر حسین را بریدند، الله اکبر [گفتند]!

مجلس امام حسین را برای خودتان ذخیره قرار دهید: قرآن می فرماید: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» آنچه که کردید، نسخه می گیریم. آن وقتها شما خیال نمی کردید باورتان [هم] نمی آمد [که] چطور [می شود] خدا یک نسخه اش را می گیرد! کدام نقاش می توانست عکس این جلسه را تمام عیار بگیرد؟ حالا دیگر عکس گرفته ایم [حتی] صدای شما مردم [را هم می گیرند]. یک فیلم و یک ویدئو و یک دستگاه [لازم دارد]. «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»

یکی از علمای بزرگ، پیرمردِ ذریه پیغمبر را [در یکی از ] روضه ها [دیدم]، در [کوچه و] سیبه های قدیم که دراز است و می بایستی تا آخر مسیر راه بروند)، منبر تمام شده [بود] و جمعیت از منزل [بیرون می آمدند]، جمعیت فشار می دهد به این طرف، [ولی] این آقا لای این جمعیت دارد می رود. من گفتم آقا روضه تمام شد؟ (خوب گوش کن، نمی خواستم حرف بزنم حتی یک کلمه اما دیگر [شد]) فرمود: می خواهم بروم عکس بگیرم» آن روزها مثل حالا عکس نبود که، [ولی] فرمود: می خواهم بروم عکس بگیرم. توی آلبوم ما عکس خیلی زیاد هست: باغ رفته ایم، سبزه، عقد، نوه، خاله، دایزه، [همه] عکسشان هست. این عکسها یک روزی جز گرفتاری چیز [دیگری] ندارد. می باید نشان کسی ندهیم. اما بگذارید یک عکس از مجلس [امام] حسین هم داشته باشیم. همین، تمام شد و رفت. این [بود] معنای ساده إنا نستنسخ ما کنتم تعملون.

توضیحات

[1]: سخنان مرحوم آیه الله العظمی سیدمحمدعلی موحدابطحی در عاشورای 1417، یکی از مراجع تقلید و فقهای معاصر که در سال 1381 رحلت فرمود.

[2]: ایشان منبری و خطیب نبود بلکه در روز عاشورا در منزل اصفهان که عزاداری مفصلی می شد و هیات های مذهبی به سینه زنی و زنجیر زنی و عزاداری می پرداختند، از ایشان می خواستند عزاداران را دعا بفرماید. ایشان نیز بر پایه اول منبر می نشست و بسته به توانایی جسمانی، به نکاتی اشاره  می فرمود و سپس دعا می کرد. 

[3] بخشی از زیارت جامعه کبیره (از امام هادی علیه السلام):  اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَهلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِسالَةِ و مُخْتَلَفَ المَلائِکَةِ و مَهْبِطَ الْوَحی. . . 

این مطلب را در تلگرام بخوانید


نوشته شده در  شنبه 96/7/8ساعت  9:42 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

دربان

 

گفتم به خضر حیران عین الیقین حسین است

گفتـا که حیـرتم از پیمان ایـن حسیـن است

گفتـم حـریم امـن است ایـوان و بارگاهـش

گفتا که چون ابالفضل دربان این حسین است

گفتـم سفینـه او از چه سریـع و تنـد اسـت؟

گفتا که ناخـدایش فرمـان این حسیـن است

گفتم که در قیـامت چون می کنـد شفـاعت؟

گفتـا دو دست خونین قرآن این حسین است

گفتم چرا عظیمست این شأن و این مقامش؟

گفتـا که آن بـرادر قربـان ایـن حسین است

گفتـم که اسـم مـا را در دفـتـرش نویـسـد

گفتـا به دست عباس دیوان این حسین است

گـفـتـم غـلام  گـریـان آیـا  نیـاز نـدارد؟

گفتا که جوی اشکت درمان این حسین است

بحر مجتث مثمن محذوف

(مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن)

شعر از غلام (دکترسیدمهدی موحدابطحی)

این شعر را در تلگرام داشته باشید


نوشته شده در  شنبه 96/7/8ساعت  8:22 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

ذبح عظیم

«ذبح عظیم» به چه معناست؟

ظاهر آیه «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ» (صافات، 107) بیان می کند که اسماعیل ذبح نشد بلکه با «ذبحی عظیم» جایگزین شد. اخبار تاریخی در هر سه دین ابراهیمی خبر از رسیدن قوچی از بهشت و ذبح آن به جای اسماعیل دارد تا رؤیای ابراهیم به حقیقت پیوست. 

مگر کشتن قوچ عظیم بوده است؟

تلاشهای زیادی برای تفسیر و تبیین «ذبح عظیم» شده است:

1- مراد از «ذبح عظیم» بزرگى جثه قوچ نیست، بلکه عظمت آمدنش از ناحیه خدا بوده و جایگزین اسماعیل شدنش (ترجمه المیزان، ج‏17، ص: 232)

2- برخی «ذبح عظیم» را به امام حسین و فرزندان و یارانش تعبیر کرده اند که در پاسخ به رؤیای صادقه از جدش رسول الله (اُخرُج اِلی العراق إنّ الله شاء أن یراک قتیلاً) بود.

عظمت «ذبح عظیم» نمی تواند بی ارتباط با استعمال این واژه ها در قرآن باشد و باید دیگر کاربردهای «عظیم» در قرآن را نیز تحلیل کنیم.

اگر «ذبح عظیم» استعاره ای از کاری باشد که ابراهیم و اسماعیل انجام دادند، لازم است رابطه ای متناظر بین گزارش کار آنها و بین استعاره برقرار باشد.

 

به نظرم، «عظمت» ذبح به عظمت کشته شدن پسران سیدالشهداء علیه السلام در روز عاشورا اشاره دارد:

1- «ذبح عظیم» همان علی اکبر بود زیرا خدا صفت عظیم را برای توصیف اخلاق پیامبر به کار برده (إنّک لعلی خُلُقٍ عظیم) آمده و امام حسین نیز هنگام حرکت علی اکبر به سوی کارزار، وی را اشبه الناس به پیامبر توصیف کرد در اخلاق و طرز سخن گفتن و آفرینش. 

2- اما این استعاره منحصر به علی اکبر نماند و با شهادت شیرخوار در آغوش پدر، دیگری را نیز شامل شد: «ذبح عظیم» به دریده شدن سر علی اصغر (عبدالله الرضیع) با تیر سه شعبه اشاره دارد که به خاطر عظمت این ذبح، خونی که امام حسین از گلوی بریده شیرخوارش به آسمان پاشید (که برای علی اکبر هم چنین نکرد)، به زمین برنگشت تا در عرش آشیان بگیرد.

3- «رابطه پدر و فرزندی» بین امام حسین و علی اصغر بود همانند رابطه پدر و فرزندی بین ابراهیم و اسماعیل.

4- وحی الهی انجام شد به صورت «رؤیایی صادقه»: رؤیای ابراهیم از ذبح اسماعیل (إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ، صافات: 102) و رؤیای سیدالشهداء از جدش (إنّ الله شاء أن یَراکَ قَتیلا).

5- هم سیدالشهداء و هم ابراهیم همان را خواستند که مشیت الهی بود (وَ ما تَشاؤُونَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ: انسان،30 و تکویر، 29)

 

البته تفاوتهایی نیز داشتند:

1- سیدالشهداء برتر از ابراهیم بود: همان چیزی را می خواست که مشیت الهی بود: و ما تشاؤون الا أن یشاء الله.

2- فرزند سیدالشهداء برتر از فرزند ابراهیم بود: هم علی اکبر «ممسوس فی ذات الله» بود و هم «أشبه الناس برسول الله خَلقاً و خُلقاً و منطقاً» بود. (خدا به پیامبر می فرماید: إنّک لعلی خُلُقٍ عظیم). «خون علی اصغر هم به زمین برنگشت».

3- منت کشی امام حسین از لشگریان برای آب دادن به شیرخوار (مُنّوا علی ابن المصطفی إن لَم ترحَمُونی فَارحَموا هذا الّطفل الرضیع أما ترونَه کیفَ یتلظّی عطشاً) فراتر از خواب رسول الله بود، پس کشته شدن شیرخوار منتی بر خداوند شده است.

4- کار سیدالشهداء بالاتر از کار ابراهیم بود زیرا اسماعیل ذبح نشد اما علی اصغر و علی اکبر ذبح شدند و منتی بر خداوند گشتند.

5- شهادت سیدالشهداء مهمتر از «قسم خداوند به مکه و بلد حرام» است: لا اُقسِمُ بهذَا البلدِ و أنتَ حِلٌّ بِهذا البلدِ و والدٍ و ما ولَدَ: در ظاهر به شهر مکه و بیرون راندن پیامبر از آن اشاره دارد (که پدر امت بود) اما در باطن به ابراهیم و اسماعیل اشاره دارد که فرزندش را به این شهر حلال(ذبح) کرد. در واقع به امام حسین و فرزندانش بر می گردد: الف) خونشان در مکه حلال شد اما بر خداوند منت گذاشتند و از حرم وی خارج شدند تا حرمت آن از بین نرود ولی منجر به ذبح علی اکبر و علی اصغر شد. ب) از طرف دیگر، قسم به مکه عظیم است اما چون اینان رانده شده اند، خدا چنین قسمی نمی خورد زیرا اینها عظیم ترند از مکه.

این مطلب را در تلگرام بخوانید


نوشته شده در  شنبه 96/7/8ساعت  7:32 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

آب، آب، آب!

چرا سیدالشهداء علیه السلام آب طلبید؟

پرسش بیهوده ای به نظر می آید چون همه دانند که وی تشنه بود و عطش می گداخت او را اما آب طلبید با این که می دانست سیراب نمی گردد.

کمی دقیقتر شویم تا بیشتر دریابیم:

1. کوفیان ادعای مسلمانی داشتند، سوی کعبه نماز می گذاردند و قرآن می خواندند اما درخواست حضرت را اجابت ننمودند و آبی نرساندند. می دانستید پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرموده: کسی که ندای کمک مسلمانی را بشنود و یاری اش نکند، مسلمان نیست.

نتیجه: نامسلمانی کوفیان ثابت شد.

2. سیدالشهداء علیه السلام با دعوت به عراق آمد و مهمان کوفیان گشت. وی در ابتدای ورودش به عراق، خورجینی از نامه های دعوت به لشگریان نشان داد که بدانند بی دعوت نیامده بود.

نتیجه: کوفیان میهمانداری نکردند.

3. اعراب را به مهمان نوازی می شناختند به حدی که در تاریخ گزارش شده چون مهمانی به خیمه/منزل عربی وارد می شد، برترین پذیرایی می کرد حتی اگر تنها گوسفندش را ذبح کند و مهمان را غذا دهد. چنین صفتی در کربلا به اجرا در نیامد.

نتیجه: عرب بودن کوفیان زیر سؤال رفت.

4. سیر کردن گرسنه و سیراب کردن تشنه از خصائص هر انسان و از عواطف ذاتی انسانهاست و نیاز به دلیل ندارد. کاری به عرب و عجم، شرقی و غربی، سیاه و سپید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، و دیندار و بی دین ندارد. اکنون نیز اگر یکی از انسانهای کره زمین به انسان دیگری برسد و به وی (به هر زبان حتی زبان ایماء و اشاره) بفهماند که تشنه است، او را سیراب می کنند. ولی چنین کاری در کربلا انجام نگرفت.

نتیجه: انسانیت (انسان بودن) کوفیان زیر سؤال رفت.

5. وقتی حیوانات تشنه به آبشخوری در صحرا می رسند همگی از آن آب می نوشند و حیوانی مانع نوشیدن دیگری نمی شود اما در کربلا، آب را بر حضرت و یاران و حرم بستند، مشک آب سوراخ کردند و سقای کودکان را کشتند، و فریاد واعطشا را با تیر و نیزه و شمشیر جواب دادند.

نتیجه: لشگریان برون از انسانیت و فروتر از حیوانات شدند.

سیدالشهداء علیه السلام برای این که وظیفه اصلی اش به عنوان حجت خدا و خلیفه الله را انجام دهد و اتمام حجت کند که 

از مسلمانی به در آمده اند!

از انسانیت بیرون رفته اند!

و از حیوانات پست تر شده اند!

در هر حال و هر شرایطی آب طلبید.

امام معصوم خلیفه الله است در زمین و حجت خداست بر عالمیان تا آنها را هدایت کند و فرصت هدایت به آنها بدهد. به همین خاطر در گودال نیز از شمر آب طلب نمود تا شاید به خاطر سیراب کردن اندکی از عذابش کم شود یا توفیق هدایت پیدا کند، طفل شیرخوارش را به میان لشگر برد و منت کشید برای جرعه ای آب تا شاید نفس مرده ای بیدار شود و انسانیت خویش را آزاد کند.

این مطلب را در تلگرام بخوانید



نوشته شده در  جمعه 96/7/7ساعت  2:2 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

kurdistan: a referendum of a piece of future puzzle?

چند نکته:

1- کُردها اقلیت نیستند مگر از منظر جمعیتِ محصور در مرزهای ژئوپولیتیک چه در ایران چه در عراق چه در ترکیه! کشورهایی هستند با جمعیت کمتر از جمعیت کل کُردها!

2- اصرار بر اصالت قوم کُرد در جامعه جهانی بازتابی است از شکست در توسعه فکری و مدنی و اجتماعی و حقوقی و و و و در قوم کُرد در دنیای مدرن!

3- رفراندوم جدایی/استقلال از حکومت مرکزی (چه عراق چه ایران چه ترکیه چه سوریه) یکی از راهبردهای ممکن برای جبران عقب افتادگی توسعه بوده نه تنها راه ممکن!

4- حامیان استقلال کردستان نه الزاما کُرد بوده و هستند و نه الزاما در کردستان زیسته اند و نه الزاما دغدغه جبران توسعه قوم کُرد را دارند!

5- تأکید بر اصیل و ایرانی بودن قوم کُرد مانعی برای استقلال طلبی کردهای ساکن ایران و ترکیه و سوریه نمی شود!

6- جدایی کُردها از حکومت مرکزی عراق مشوقی است برای استقلال طلبی دیگر اقوام اصیل در ایران مانند بلوچها در بلوچستان یا آذری ها در آذربایجان یا ترکمن ها در گلستان و خراسان شمالی!


نوشته شده در  چهارشنبه 96/7/5ساعت  6:27 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
عقلانیت: وحیانی و غیروحیانی
مجالس الحسین
دربان آستان
ذبح عظیم
آب، آب، آب!
پازلی از آینده: همه پرسی کردستان
وزارت مسکن و شهرسازی
جنگ موتورسیکلتی
[عناوین آرشیوشده]