Protected by Copyscape جزیره علم
سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

جزیره علم

به کانال تلگرام «جزیره علم» بپیوندید.

 


نوشته شده در  یادداشت ثابت - سه شنبه 95/7/7ساعت  12:6 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

 Distrust: The Great Challenge against Governence Leadership 

- فضای ناسالم (فساد رانت تبعیض تحمیل) منجر به «بی اعتمادی» می شود

- بی اعتمادی میزان ریسک پذیری صاحبان سرمایه را کاهش  می دهد

- کاهش ریسک پذیری صاحبان سرمایه به صورت کاهش ضریب سرمایه گذاری نمایان می شود

- کاهش سرمایه گذاری به صورت رکود احساس می شود و به صورت میزان بیکاری گزارش می گردد


نقطه عطف تحولات در اعتمادسازی یا بی اعتمادی است:

راهکار برون رفت از وضعیت فعلی ایران, صرفا اقتصادی نیست, صرفا سیاسی نیست, بلکه راهبردی و استراتژیک است یعنی نهاد سیاستگذاری یا بالاترین مرجع سیاستگذاری باید متحول شود و تغیرات را از خودش شروع کند برای اعتماد سازی!

بالاترین مرجع سیاستگذاری در ایران نه قوه مجریه است نه قوه مقننه نه مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه شورای عالی امنیت ملی! بلکه رهبری است زیرا بر اساس تئوری ولایت فقیه (که مبنای حکومت جمهوری اسلامی ایران است) رهبر (یا همان منویات بیانات استفاتاءات ایشان) است که بر سایر قوانین حکومت و سیطره داشته و لازم الاجراست مانند سخنرانی که علیه سند2030 منجر به واکنش شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورا شد و اجرای سند متوقف شد. ولی می دانیم که رهبر به تنهایی نیست که این سیطره حکومتی را اعمال می کند بلکه بیت رهبری هم وجود دارد با کمیته های خاص خودش که نمی دانیم بیت رهبری بر رهبر مدیریت دارد یا رهبر بر بیت رهبری؟! 

ابهام در این نسبتها مهمترین منشا بی اعتمادی در سطح سیاستگذاری کلان می باشد

بنابراین رهبر باید تحول را از  بیت رهبری آغاز کند اگر بتواند و اگر بخواهد و اگر اجازه یابد, تا روند اعتماد سازی به حاکمیت آغاز شود.

تحولات زیر در بیت رهبری ممکن است بتوانند اعتمادسازی کنند:

1- فاش شدن روند تشکیلاتی

2- مستند سازی عدم تعارض منافع در تشکیلات بیت رهبری

3- شفاف سازی درآمدهای واصله

4- شفاف سازی هزینه های صورت گرفته

5- مستندسازی عدم تعارض تصمیمات با قوانین و مقررات کشوری

و

و


نوشته شده در  یکشنبه 96/9/19ساعت  12:0 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

موافقت ترامپ با انتقال سفارت امریکا از تل آویو به شهر «قدس»

1- حیله ای است برای تحریک مسلمانان از جمله ایران برای حمایت از فلسطین و فلسطینیان تا خشونت علیه اسراییل افزایش یابد و بهانه ای شود برای به صدا درآوردن طبل جنگ و اعمال تحریم بیشتر بر ایران (چون مسئولان تندروی ایرانی کمکهایشان را به فلسطینیان افزایش خواهند داد)،

2- و البته اقدامی است برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی امریکا به ویژه تشدید بی اعتمادی به دلار به عنوان یک ارز بین المللی (زیرا افزایش شگفت انگیز ارزش بیت کوین به زودی جای دلار را به عنوان ارز بین المللی خواهد گرفت) که سقوط بی سابقه بورس آمریکا و دلار و اوراق قرضه آمریکایی را به دنبال دارد.

3- و فرصتی است برای افزایش دادن قیمت نفت (تا استخراج نفت شیل امریکا سودآور شود)

4- و راهکاری است برای فعال شدن کارخانه های تسلیحاتی آمریکا (کاهش بیکاری و افزایش رونق) با شعله ور شدن جنگ در منطقه


نوشته شده در  شنبه 96/9/18ساعت  11:44 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

Zarif Signal

Mahdi Movahed-Abtahi

دکتر محمدجواد ظریف وزیرامور خارجه ایران سیگنالهای مهمی را به شخص دوتالد ترامپ رییس جمهور آمریکا صادر کرد. این سیگنال را می توان در میان سخنان وی در «کنفرانس بین المللی گفتگوهای مدیترانه ای» در پایتخت ایتالیا [1]  یافت:

1- فشار آمریکا در واقع باعث ایجاد همبستگی بیشتر داخل ایران شده است. امروز به من نسبت به قبل از روی کار آمدن ترامپ کمتر حمله می‌شود، بنابراین، من بابت این موضوع از ایشان ممنونم.

2- وی در پایان نشست در پاسخ به سوالی درباره احتمال دیدار ترامپ و حسن روحانی، گفت: «لازم است قبل از درخواست نشست، احترام نشان داده شود. روابط بین‌المللی و دیدارها بایستی بر برابری و احترام دوجانبه استوار باشند. هر زمان دولت آمریکا آماده باشد این را امتحان کند، وضعیت متفاوت خواهد شد» [2]


گفتنی است این تاکتیک دکتر ظریف با هدف رودرو شدن با تعزیه گردان اصلیِ (آمریکا) در نمایشهای منطقه ای (یمن، لبنان، سوریه، عراق) برای آرام کردن سرسپردگان منطقه ای (عربستان و اسراییل) می باشد. مقامات ایران چنین تاکتیکی را قبلا نیز آزموده اند که با نام «قضیه مک فارلین»(ماجرای ایران-کُنترا) مشهور شده است، قضیه ای که ایران در حین جنگ با عراق مستقیما با نماینده آمریکا (که حامی عراق بود) وارد مذاکره و خرید تسلیحات نظامی شد که البته فضولی برخی باعث ابتر ماندن آن گردید.


نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  1:46 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

گویا عزت‌الله ضرغامی خبر داده که در جلسه اخیر شورای عالی امنیت ملی،  رئیس‌جمهور (حسن روحانی) با رفع حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و‌ زهرا رهنورد موافقت نکرده است! 

به مصداق آیه «اذا جاءکم بنباء فتبینّوا» نمی توان به این خبر اعتماد کرد ولی می توان تحلیل کرد که:
در شرایط کنونی، رفع حصر از نامبردگان یک تاکتیک سیاسی-حیثیتی است که حاکمیت برای جبران حیثیت در حال از دست رفتن خود انجام دهد زیرا با اقدامات اخیر احمدی نژاد و بقایی و مشایی (مانند بست نشینی در حرم عبدالعظیم یا تهدید علیه مسئولان کلان قضاییه و مقننه و بیت رهبری) نیاز هست که وی را آرام کنند یا نوک تفنگش را به سویی دیگر کنند، و چه بهتر که تفنگ پر احمدی نژادی ها به سمت رقیبان گذشته اش (یعنی موسوی و رهنورد و کروبی) نشانه شود! 
به عبارتی دیگر، دفع افسد به فاسد!!!!
آیا این تاکتیک منجر به یک قمار نخواهد شد؟
قمار بر بقاء نظام کنونی یا فنای بقایی و سه گانه اش؟
احتمال دارد سه گانه مذکور در چنین قماری، قمار کنند و نظام را هدف بگیرند نه محصور شدگان را.
کم عارضه ترین اقدامات (با کمترین تالی فاسد) برای خروج از این مخمصه عبارتند از:
1- پس گرفتن عضویت در شورای مصلحت نظام از م. ا. ن.
2- برگزاری دادگاه علنی سه گانه فوق
3- انتشار اسنادی که فساد مسئولان گذشته را رو می کند.
4- شفافیت نشان دادن در فعالیتهای بیت رهبری و قوه قضاییه و قوه مقننه


نوشته شده در  جمعه 96/9/10ساعت  5:20 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

اربعین مانند گردابی است که جنبش یافتگان را به خویش می کشاند، آنانکه از خویش گذشته اند و خدا را می پویند، پویندگانی که حسین قطب نمای راهشان است، حسینی که فارغ از رنگ و نژاد و به دور از جاه و مقام، دلستان مؤمنان است، مؤمنانی که نه یک رنگند و نه یک زبان و نه یک دین و نه یک سنت، بلکه همه یکدل هستند، و این است راز عظمت روزافزون حسین و زیارتش در اربعین، راهپیمایی مؤمنان به سوی مغناطیس واقعی، جذبه ای که امروزی ها را به آینده متصل می کند تا جامعه بشری را حسینی نماید. آری، تمدن آینده حسین گونه است.

آیا حکومت ایران توانست انقلابش را صادر کند؟ این قدرت نرم انقلاب نیست که تأثیر می گذارد، این قدرت اسلام نیست که پیش می رود، این حسین است که بشر را به سعادت می رساند.

راهپیمایی اربعین نمادی است از تمدن عاشورایی برای زودن جهل و سیتز با ظلم. جهل زدایی برای هم راستایی با توحید، برای شناخت یزید و یزیدیان هر زمان، برای مطالبه عدالت، برای امر به معروف و نهی از منکر.

این خون حسین است که انسان معاصر را نجات می دهد، عاشورا شد تا آغاز شود جنبش حسینی و این معرفت حسین محور را از سال 61 هجری در کربلا تاکنون و تا ابد در هر گوشه ای از این زمین. آری، زیارت اربعین برای ساختن آینده بشریت است نه بازسازی گذشته.

موجی در متن زندگی و نه در حاشیه تا رسوبات فکری و جاهلیت و تظاهر را بشوید و بشریت را پاک نماید تا تجلیگاه توحید باشند.

برای همین است که راهپیمایی اربعین بزرگترین اجتماع بشری است و غیرشیعیان و غیرمسلمانان نیز شرکت می نمایند.

تمدن آینده بشریت، تمدنی حسینی است

تمدن حسینی


نوشته شده در  پنج شنبه 96/8/18ساعت  9:30 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

امام صادق می فرماید: با شهادت امام حسین، آسمانها و زمین گریستند مگر بصره و شام و آل عثمان! (جعفربن‌محمد ابن‌قولویه، کامل ‌الزیارات،ص167، باب26، ح7.)

بصره و اهالی آن خاستگاه جنگ جمل بودند جنگی با صبغه دین که همسر پیامبر بر علیه خلیفه پیامبر شورش کرد و هزاران مسلمان را به گمراهی و کشتار کشانید! اغلب مردم آن زمان در بصره چنین بودند اما چنین نماندند.

شام و اهل شام پروریده معاویه و یزید بودند، مجسمه های تنومند ضلالت و گمراهی برای ده ها سال! که البته ریشه در تیشه سفیانی داشت. اغلب مردم آن زمان در شام چنین بودند اما چنین نماندند.

عثمان بن عفان خلیفه غاصب پیامبر در سال 36 هجری به دست مسلمانان کشته شده بود! اما چرا آل عثمان؟ چرا آل ابوسفیان نگفتند؟ چرا آل زیاد نگفتند؟ چرا آل مروان نگفتند؟

به نظر می رسد آل عثمان استعاره ای است برای گروهی از مردم امت آخرین پیامبر که شقاوت آنها ریشه در روش و منش عثمان دارد که فراتر از سنت و سیره هر یکی از سفیانی ها یا مرجانی ها یا ابن زیادی ها می باشد و می تواند مصداقی عینیدر هر عصر و مصر داشته باشد. در روایات آخرالزمان هست که روز ظهور حجت بن الحسن، جبرئیل چنان ندا می دهد که همه خلایق خواهند شنید: این بقیه الله است بشتابید، اما شیطان در عصر همان روز ندا می کند آن چنان که همه خلایق می شنوند: عثمان مظلوم کشته شد! و پس از ندای شیطانی است که بسیاری از مردم گمراه می شوند. پس برای گمراه نشدن، بایستی عثمانی نباشیم. برای دوری از منش و روش عثمان چه کنیم؟ آیا اعمال و رفتارهای مردم زمان حال می تواند عثمان گونه باشد؟

البته در روایات آخرالزمان نیز هست که سفیانی از شام خروج می کند و کشتار می نماید و سپاهی برای جنگ با امام زمان می فرستد. گویا ژن سفیانی بودن هنوز در برخی از مردم جهان کنونی وجود دارد!


نوشته شده در  پنج شنبه 96/8/18ساعت  8:50 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
بی اعتمادی: چالش رهبری
نجات دلار: از تل آویو تا قدس!
سیگنال ظریف!
رفع حصر!
تمدن حسینی
عثمانی نباشیم!
تعارض سلامت با حقیقت!
بیگاری بیمارستان از پرستاران!
[عناوین آرشیوشده]