سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

«ذبح عظیم» به چه معناست؟

آیه «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ» در سوره صافات است (آیه 107). ظاهر آیه بیان می دارد که اسماعیل ذبح نشد بلکه با ذبحی عظیم جایگزین شد. بنابر اخبار رسیده، قوچی از بهشت نازل شد و ابراهیم آن را به جای اسماعیل ذبح کرد تا رؤیایش به حقیقت بپیوندد.

تلاشهای زیادی برای تفسیر و تبیین ذبح عظیم شده است:

1-      مراد از" ذبح عظیم" بزرگى جثه قوچ نیست، بلکه عظمت داشت چون از ناحیه خدا آمد و خداى تعالى آن را عوض اسماعیل قرار داد ( ترجمه المیزان، ج‏17، ص: 232)

2-      برخی ذبح عظیم را به امام حسین و فرزندان و یارانش تعبیر کرده اند که در پاسخ به رؤیای صادقه از جدش رسول الله (که فرمود: أخرج إلی العراق إنّ الله شاء أن یراک قتیلاً) بود.

3-      عظمت ذبح عظیم نمی تواند بی ارتباط با استعمال این واژه ها در قرآن باشد و باید دیگر کاربردهای «عظیم» در قرآن را نیز تحلیل کنیم.

4-      اگر ذبح عظیم استعاره ای از کاری باشد که ابراهیم و اسماعیل انجام دادند، لازم است رابطه متناظری بین گزارش کار آنها و بین استعاره برقرار باشد.

5-      به نظرم، «عظمت» ذبح به عظمت کشته شدن علی اکبر و علی اصغر (پسران امام حسین) در روز عاشورا و در کربلای سال 61 هجری قمری اشاره دارد و «ذبح عظیم» همان علی اکبر بود زیرا خدا صفت عظیم را برای توصیف اخلاق پیامبر به کار برده (إنّک لعلی خُلُقٍ عظیم) آمده و امام حسین نیز هنگام حرکت علی اکبر به سوی کارزار، وی را اشبه الناس به پیامبر توصیف کرد در اخلاق و طرز سخن گفتن و آفرینش. اما این استعاره برای علی اکبر دوام نداشت و با شهادت شیرخوار در آغوش پدر، به کسی دیگر رسید: «ذبح عظیم» به دریده شدن سر علی اصغر (عبدالله الرضیع) با تیر سه شعبه اشاره دارد که به خاطر عظمت این ذبح، خونی که امام حسین از گلوی بریده شیرخوارش به آسمان پاشید (که برای علی اکبر هم چنین نکرد)، به زمین برنگشت تا در عرش آشیان بگیرد.

-        رابطه پدر و فرزندی بین امام حسین و علی اصغر بود همانند رابطه پدر و فرزندی بین ابراهیم و اسماعیل.

-        رؤیایی صادقه دیده شد که وحی بود: خواب دیدن ابراهیم از ذبح کردن اسماعیل (إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ، صافات: 102) و خواب دیدن امام حسین از پیامبر (که خدا خواسته تو را کشته ببیند).

-        هم امام حسین و هم ابراهیم همان چیزی را خواستند که مشیت الهی بود (وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ، سوره انسان آیه 30 و سوره تکویر آیه 29)

6-      البته تفاوتهایی نیز هست:

-        امام حسین برتر از ابراهیم بود: همان چیزی را می خواست که مشیت الهی بود: و ما تشاؤون الا أن یشاء الله.

-        فرزند امام حسین برتر از فرزند ابراهیم بود: هم علی اکبر ممسوس فی ذات الله بود و هم اشبه الناس برسول الله خلقا و خُلقا و منطقا بود. (خدا به پیامبر می فرماید: إنّک لعلی خُلُقٍ عظیم)، خون علی اصغر به زمین برنگشت.

-         منت کشی امام حسین از لشگریان برای آب دادن به شیرخوار (مُنّوا علی ابن المصطفی، ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل اما ترونه کیف یتلظی عطشا) فراتر از خواب رسول الله بود، پس کشته شدن شیرخوار منتی بر خداوند شده است.

-        کار امام حسین بالاتر از کار ابراهیم بود زیرا اسماعیل ذبح نشد اما علی اصغر و علی اکبر ذبح شدند و منتی بر خداوند گشتند.

-         شهادت امام حسین مهمتر از قسم خداوند به مکه و بلد حرام است: در سوره بلد می خوانیم: لا اقسم بهذا البلد و أنت حلّ بهذا البلد و والد و ما ولد: در ظاهر به شهر مکه و بیرون راندن پیامبر از آن اشاره دارد که پدر امت بود، در باطن به ابراهیم و اسماعیل اشاره دارد که فرزندش را به این شهر حلال(ذبح) کرد، در واقع به امام حسین و فرزندانش بر می گردد که خونشان در مکه حلال شده بود اما بر خداوند منت گذاشتند و از حرم وی خارج شدند تا حرمت آن از بین نرود ولی منجر به ذبح علی اکبر و علی اصغر شد. از طرف دیگر، قسم به مکه عظیم است اما چون اینان رانده شده اند، خدا چنین قسمی نمی خورد زیرا اینها عظیم ترند از مکه.


حافظ در غزل شماره 145 خود چنین آورده است:

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

گویند حافظ خود به خواب واعظی به نام سید ضیاءالدین درّی درآمد و رمز از راز این بیت برداشت: پیرمغان امام حسین و شیخ ابراهیم بودند (روح مجرد، یادنامه حاج سید هاشم حداد، سید محمد حسین حسینی تهرانی، ص 483 و 484 ).


نوشته شده در  شنبه 95/9/6ساعت  1:36 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

Hussain Unites Nations.0

Who is Hussain?0

United nations are not the United States, the European Union nor Unites Emirates.0

Who is the president of United Nations?0

Barack Husein Obama is ending his presidency while has not perpetuated his name among the United Nations.0

What should us and he should do?0

labbaik ya hussain

LABBAYK YA HUSSAIN


نوشته شده در  چهارشنبه 95/8/26ساعت  6:4 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

سخنان رییس جمهور در همایش مسئولیت اجتماعی را مرور کردم. شباهتهای بسیاری با دیگر سخنانش داشت. همه آنها حاوی «پیامهای مهم راهبردی» و «افقهای دید وسیع» و در عین حال بیانگر «دردآشنایی با مسائل و مشکلات واقعی ایران و جامعه ایرانی» است. هر سخنرانی «نکته هایی جدید» دارد.

افسوس که این نکته ها را نمی توان در بیانات دیگر مسئولان کلان جمهوری اسلامی یافت. بیاناتی که حاوی مطالبی تکراری، دور از مسائل واقعی جامعه و بیشتر واکنشی به دشمن تراشی هاست.


نوشته شده در  سه شنبه 95/8/25ساعت  8:0 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

پیکر مبارک سبط پیامبر (ص) امام مجتبی علیه السلام در هفتم صفر سال 51 هجری تیر باران شد!

تیرباران در هفتم صفر!

پیکر مبارک سبط پیامبر (ص) امام مجتبی علیه السلام در هفتم صفر سال 51 هجری تیر باران شد!

برای تعیین سوگواری یا سرور در هفتم صفر سه گونه استدلال می توان ارائه کرد:

-         مستندات تاریخی/روایی

در وقوع شهادت سبط اکبر پیامبر«صلی الله علیه و آله»، امام مجتبی«علیه السلام» در ماه صفر بین علمای شیعه اختلافی نیست.[1]، لکن در میان علمای شیعه سه قول وجود دارد:

شهادت امام مجتبی و تیرباران پیکر مطهر ایشان در روز هفتم ماه صفر بوده است:

1.        «الامام الحسن علیه السلام ابوه الامام امیرالمومنین علی علیه السلام، امه فاطمه الزهراء سلام الله علیها، ولادته: ولد فی المدینه لیلة النصف من شهر رمضان فی السنة الثالثة للهجره، القابه: التقی، الزکی، السبط، وفاته: توفی فی السابع من شهر صفر سنة خمسین من الهجرة». این سند در کتاب  «تثبیت الامامه» تالیف «سید قاسم بن ابراهیم الرسی» و قدیمی ترین منبع است که نویسنده اش متولد 169 و متوفی 246 است. وی از روات احادیث، از نوادگان امام مجتبی علیه السلام و از زهاد و عباد و علمای زمان خویش بود که دارای مولفات و مصنفات بوده و بدون واسطه از امام کاظم علیه السلام روایت نقل می کرد.

2.        اعتبار این سند و نویسنده و راوی آن مورد تأیید علمای بسیاری بوده است[2].

3.        بزرگانی از فقهاء و محدثین شهادت امام مجتبی را در این روز می دانستند: شهید اول در «الدروس»[3]، کفعمی در «المصباح بلد الامین»[4]، والد شیخ بهائی در «وصول الاخبار الی اصول الاخبار»[5]، شیخ بهائی در «توضیح المقاصد»، علامه مجلسی در «بحار الانوار»، شیخ عبدالله بحرانی در «عوالم العلوم»، شیخ محمدحسن نجفی در «جواهر الکلام»، شیخ جعفر کاشف الغطاء در «کشف الغطاء» و شیخ عباس قمی در «انوار البهیّه».

4.        فقهاء و مراجع متعددی بر وقوع شهادت امام مجتبی در هفتم صفر تأکید کرده اند یا آن را قول مشهور دانسته اند[6].

 

شهادت امام مجتبی در 28 یا آخر ماه صفر معتبر نیست:

·         شیخ مفید در کتاب «مسارّ الشیعة» این قول را نوشته اما در کتاب دیگرش «الارشاد» تنها ذکر ماه صفر را دارد.

·         شیخ طوسی در کتاب «تهذیب الاحکام» فقط ماه صفر را مطرح کرده است.

·         برخی بر ضعیف بودن قول بر وقوع شهادت امام مجتبی در 28 یا آخر ماه صفر تصریح کرده اند[7].

·         برخی علماء روز 28 صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده‌اند[8].

·         این قول منحصر به ایران است و شیعیان دیگر کشورها از گذشته تاکنون در هفتم صفر برای امام مجتبی عزاداری می کرده اند.

 

استدلالات عقلی

1.       هیچ ایام اللّهی نزد شیعه بالاتر از روزهای منتسب به حضرات معصومین«علیهم‌السلام»  نیست؟ مسلَّما اقامة عزا در این روز از باب «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه‏» و عامل به آن از مصادیق شیعه واقعی آن حضرات«علیهم السلام» -که فرمودند: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»- بوده تا شامل دعای ایشان که فرمود: «رحم الله من احیا امرنا» گردند

2.       نشانه احترام به شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه عراق و برخی از علماست مستند به عمل علماء نیز هست و علما اصطلاحاً عمل را اقوی از سند می‌دانند.

3.       گرچه ولادت امام موسی کاظم(ع) در چنین روزی در تقویم رسمی کشور ثبت شده و رسانه‌ای‌تر است، بیشتر توجه مردم را به خود جلب می‌کند اما رسانه ملی هیچ ارزشی در حجیت شرعی و اعتبار فقهی ندارد.

 

استدلالات عملکردی/تقلیدی

1.       سیره علمی علما و متشرعه و سنت عملی ایشان در روز هفتم ماه صفر در بلاد شیعه بر اقامه‌ی عزا بوده و می‌باشد.

2.       اقامه عزا و سوگواری در هفتم صفر سیره متداول در عراق و دیگر کشورهای شیعه نشین بوده و هست.

3.       تعطیلی بازار و حوزه علمیه و اقامة عزا و دسته جات در قم پس از ورود مؤسس آن آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری اجرا شده است.

4.       سیره فوق مورد نظر آیات عظام بروجردی و گلپایگانی بوده است که در زمان خود مسئولیت حوزه را به عهده داشته‌اند.

5.       عموم علماء با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر که ماه حزن اهل بیت است مخالف هستند.

6.       محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است.

 

فتاوای موجود درباره برگزاری مراسم عزا یا سرور در هفتم صفر؟

همه علماء[9] بر اقامه عزاداری و سوگواری به جای سرور و شادی در هفتم صفر تأکید کرده اند. البته دلایل آنها مختلف بوده است: قطعیت وقوع شهادت امام مجتبی، حفظ سنت شیعیان، حفظ سیره علماء و مراجع گذشته، تعظیم شعائر دینی، توجه اختصاصی به هر یک از معصومین، احترام به حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام در دو ماه محرم و صفر. حتی آیت‌الله‌العظمی سیدصادق روحانی وظیفه صدا و سیما را برپایی عزاداری دانسته اند که نباید تولد امام کاظم‌(ع) (در صورت صحت روایت مربوطه) مانع شود. البته به ندرت علمایی بوده اند که به جمع بین اقامه مجالس ذکر مصائب امام مجتبی (علیه السلام) و ذکر فضائل و مناقب و مدح امام هفتم (علیه السلام) اشاره کرده اند[10].
 
این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است!

-         عموم مراجع عظام با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر (ماه حزن اهل بیت) مخالف هستند.

-         اختصاص روز هفتم صفر به شهادت امام مجتبی موجب هماهنگی شیعیان ایران با سایر شیعیان جهان می شود و مجال کافی برای طرح مباحث دینی و اعتقادی درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخر صفر بیشتر می شود.

-         رویه علماء گذشته اقامه عزا و دستور به تعطیلی بازار و تشویق راه اندازی دسته جات عزاداری بوده است.

ولادت امام کاظم «علیه السلام»

1.       بسیاری از علماء و محدثین شیعه[11] با استناد به روایت ابوبصیر، ولادت امام کاظم علیه السلام را در ذی الحجه می دانستند زیرا این ولادت هنگام مراجعت حضرت صادق«علیه السلام» از موسم حج به سمت مدینه و در اولین منزلی پس از جحفه به نام ابواء بوده است (حدود 53 کیلومتر تا جحفه فاصله دارد) [12].

2.       ابن جریر طبری«قدس سره»  متوفای قرن چهارم با استناد به روایت دیگری از امام عسکری«علیه السلام»، تصریح بر وقوع ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجة ‌دارد[13].

3.       برخی علماء اعتنایی به هفتم صفر به عنوان ولادت آن حضرت نداشتند[14].

4.       برخی دیگر چنین قولی را ضعیف شمرده‌اند[15].

5.       علائق سیاسی و حکومتی در ترویج روز هفتم صفر به عنوان ولادت امام کاظم به جای شهادت امام مجتبی علیهماالسلام دخالت داشته اند[16].

6.       بسیاری از علماء معاصر (متوفی[17] یا حیّ و حاضر[18]) هفتم صفر را به عزاداری امام مجنبی علیه السلام پرداخته اند نه به جشن و سرور تولد امام کاظم علیه السلام.

 



[1] عده ای از اهل سنت وفات امام مجتبی را در ماه ربیع الاول دانسته‌اند.

[2]نجاشی در رجال خود در مورد قاسم بن ابراهیم اینگونه می‌نویسد: «قاسم پسر ابراهیم طباطبا پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنّی پسر امام مجتبی«علیه السلام» است. او صاحب کتاب (تثبیت الامامة) می‌باشد که از امام صادق«علیه السلام»  با واسطه و از امام کاظم«علیه السلام»  بدون واسطه روایت می‌کند». ابوالحسن العمری در کتاب (المجدی فی انساب الطالبییّن) می نویسد: «کنیة او ابا محمّد فردی عفیف و زاهد بوده است و از سلاطین جور وقت دوری جسته و هدایا و مراحم آنان را اگر چه از طلا و نقره بوده، نپذیرفته است و مردم را به وصایت امام رضا«علیه السلام»  دعوت می کرده و از سال 220ه‌ق تا 246 ه‌ق که از دنیا رحلت نمود، درجبل الرسّ –کوهی در نزدیک حله– مخفی بوده است.» شیخ آقا بزرگ تهرانی در «الذریعة» او را سیدی شریف و از سادات بنی الحسن«علیه السلام» دانسته است.

[3]الامام الزکی ابومحمد الحسن بن علی سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجره و قال المفید سنة ثلاث و قبض بها مسموما یوم الخمیس سابع صفر سنة تسع و اربعین او سنة خمسین من الهجره (دروس، ج2، ص7)

[4]«ولد فی یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة ثلاث من الهجره و توفی یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة خمسین من الهجره» مصباح کفعمی، ص509

[5]و اما الحسن فهو الامام الزکی ابو محمد سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجره (و قال المفید سنة ثلاث) و اصطفاه ربه الیه مسموما فی المدینه یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة تسع او ثمان و اربعین (و قیل سنة خمسین من الهجره عن سبع و اربعین سنة) (وصول الاخبار، ص42).

[6] آیت‌الله سیدصادق شیرازی،آیت‌الله شبیری زنجانی، آیه الله سیدمحمدعلی موحدابطحی، آیت‌الله فاضل لنکرانی.

[7]شیخ عباس قمی، آیت‌الله سیدصادق شیرازی،آیت‌الله شبیری زنجانی، آیه الله سیدمحمدعلی موحدابطحی، آیت‌الله فاضل لنکرانی.

[8] شیخ کلینی در «کافی»، مرحوم شیخ مفید در «الارشاد» و در «مسارالشیعه»، نوبختی در «فرق‌الشیعه»، سعدبن­­عبدالله اشعری در «المقالات و الفرق»، شیخ طوسی در «مصباح‌المتجهد»، طبرسی در «اعلام‌الوراء» و «تاج‌الموالید»، فتاح نیشابوری در «روضة الواعظین»، اربلی در «کشف‌الغمه».

[9] آیت عظام و مراجع مانند عبدالکریم حائری یزدی، حسین بروجردی، روح الله خمینی، میرزا جواد تبریزی، فاضل لنکرانی، شبیری زنجانی، محمدعلی موحدابطحی، علی سیستانی، وحید خراسانی،

[10] آیه الله بهجت و مکارم شیرازی

[11]احمد بن خالد برقی در المحاسن، شیخ کلینی در اصول کافی، محمد بن حسن صفّار در بصائر الدرجات و ابن جریر طبری در (دلائل الامامة.

[13](دلائل الامامة)

[14] شیخ کلینی در اصول کافی، شیخ مفید در الارشاد و در مسارّ الشیعه، شیخ طوسی در تهذیب الاحکام

[15] شهید اول در الدروس، شیخ محمد حسن نجفی در جواهر الکلام، شیخ جعفر کاشف الغطاء در کشف الغطاء.

[16] شهرت ولادت امام هفتم در روز هفتم صفر و شهادت امام مجتبی در 28 صفر از آن وقتی است که دستگاه حاکمه ایران در دوران سازندگی و اصلاحات تلاش کرد دو ماه عزاداری محرم و صفر را کمرنگ جلوه دهد و با وارد کردن این قول ضعیف در تقویم رسمی به قسمتی از اهداف خود نائل شد. بنابر شنیده هایی از مرحوم آیه الله مجتهدی، تولد ناصرالدین شاه نیز در ششم صفر 1247 هجری قمری بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام مجتبی نباشد تا بتوان جشن گرفت، این دست کاری را در تقویم کردند. این احتمال پذیرفتنی است زیرا قبل از آن، قول بیست و هشتم برای شهادت امام مجتبی در تقویم و منابع فارسی مرسوم نبود و الان نیز منحصر به ایران است.

[17] آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری، میرزا جواد تبریزی، فاضل لنکرانی، شیخ محمد تقی بهجت، محمد علی موحد ابطحی.

[18]  آیات عظام صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، سیستانی، روحانی، مکارم شیرازی، علوی گرگانی، محمد شاهرودی، صادق شیرازی، تأکید نموده و بر اقامة عزا در این روز و حرکت دسته‌های عزاداری به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی«علیه السلام» در هفتم صفر اتفاق نموده‌اند؛ و در این روز دروس سطوح عالی حوزه تعطیل می‌گردد.


نوشته شده در  دوشنبه 95/8/17ساعت  12:56 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

می دویدم

بر خار و خَس دویدم من بی پـدر نبـودم

او گفت و من ­شنیدم: ای­­ کاش و من نبودم


چون می ­زدند سیلی هفت ­آسمان شد نیلی

بر روی نیـزه دیـدم روی پـدر کـبــودم


گر سایبـان گرفتـم غیـر از پـدر ندیـدم

در خاک می­ نشستم خاشاک کِـی زُدودم؟


من پای و سر برهنه هر سو دویـده خسته

گرگـی نمود صیـدم با رو به خـاک فرودم


بـی چـادرم نبیـنیـد من دخـتـر بتـولـم

از گـرد و خـاک این راه پوشیه ای فزودم


ناگـه جهان بچرخیـد لرزیـد ماه و خورشید

بر پـا نشـد قیـامـت سیـلـی زد او وجـودم


این گوشـوارة من هوش از سرش برون کرد

هم پاره­ گشت گوشـم هم ­هـوش رفته بودم


این گـوش پـاره­ من بـود آشـنـا پـدر را

می­ گفـت و ای­ یتیـمم: مُردم، چرا نبـودم!


گـر تو غـلام مـایـی غـمـخـوار کـودکـانی

گردی بشوی زِ رویم اشکت به جـایِ رودم

 

بحر مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن×2) 

 سروده: غلام (دکترسیدمهدی موحد ابطحی)


نوشته شده در  شنبه 95/7/24ساعت  1:34 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()


 

دویدن ها! 

این زمین­ عزیز است

چون­که لاله ­خیز است

از ادب چنیـن ­اسـت

پابـرهنه گشتـن هر طرف دویدن

 وای از این مصیبت

 

بـاغـبـان اگـر بـود

لالـه اش به بَر بـود

غنچه­ اش نه این بود

خون زِ پا چکیـدن روی گُـل دویـدن

وای از این مصیبت

 

آسمان و خـورشیـد

تار و تیـره گـردیـد

کـاشُ او نـمی دیـد

خیل آن سُتـوران روی او دویـدن

وای از این مصیبت

 

ابـر و بـاد اگـر بـود

بـارشـی دِگـر بـود

زنـدگی نه این بـود

تشنگی کشیدن تشنه لب دویدن

 وای از این مصیبت

 

جـام تـر ننـوشیـد

تشنه لب خـروشید

 دیـده ها بجـوشیـد

اشکِ دیده ریزان روی گِـل دویدن

وای از این مصیبت

 

چشـمه ای نجوییـد

جـرعـه ای نپـوییـد

ساقی اش نگـوییـد

مشک او ببـیـنیـد

تیر بر آن نشاندن آب از آن دویـدن

 وای از این مصیبت

 

تشـنگـانِ ­­حـیـران

از سـراب خـونیـن

اشکتـان چو بـاران

بی امـان چـکیـدن

مشک پاره دیدن نـاله سر کشیدن

 وای از این مصیبت

 

یا بگـو به سـقّـا

بشنـو نـالـه مـا

یا بیـارد اینـجـا

سایه بر سـرِ مـا

خون دل چشیدن ناتوان رسیدن

 وای از این مصیبت

بحر متدارک متقارب مثمن(فاعل فعولن×2)

سروده: غلام (دکترسیدمهدی موحد ابطحی)


نوشته شده در  چهارشنبه 95/7/21ساعت  4:29 عصر  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()

وای حسین حسینم

وای حسین حسینم 

«سوی خیـمه برگـرد خواهر حزیـنم»

آخریـن سفـارش بـوده از حسیـنم

درب خیمـه بسـتم گریـه ها نمـودم

ناگـهـان شنـیـدم نـالـة حسیـنم

سوی او دویـدم جـان به لب رسیدم

زیـر چکمـه دیـدم سیـنة حسیـنم

وای حسین حسینم

وای حسین حسینم

دشمنش چو کوهی روی پیکرش بـود

در نیـامد از او یک نـفـس حسیـنم

دست و پا چو می زد تا نفـس بگیـرد

دشمنش می فشرده سینـة حسیـنم

هر نفس که میـزد خون فـواره می شد

دست و رویِ خونیـن دشمنِ حسینم

بـرقِ تیـغِ دشمن شـد فُـرو به قلـبم

دست او بدیدم از محاسـن حسینم

وای حسین حسینم

وای حسین حسینم

ناگهان بدیدم چـانه اش عقـب شد

یا نفـس گرفت او یا سرش جـدا شد

لرزه بر زمیـن شد تا که نیـزه رو شد

روی من سیه شد سر به نیـزه او شد

خـاک عالمیـن را بر سـر بشـر شد

خاک و خون و حنجر عالمی دگر شد

وای حسین حسینم

وای حسین حسینم

تار و تیـره گشته دیـده های تشنـه

هـر طـرف نظـاره قبـلـه را نـدیـده

دیده های خسته رو به سـوی خیـمه

با اشـاره تکـبیر آه و نـالـه کـرده

با گلـو بریده حمد و سـوره خوانـده

از فراز زین شد آن رکـوع و سجـده

او قنوت خود را زیر چکمـه خوانـده

آن سـلام او را خنـجـری شـنیـده

تـا قـیـام آخـر نیـزه هـا خـریـده

هـمـرهِ اسیـران دیـده اش دویـده

وای حسین حسینم

وای حسین حسینم

بحر متدارک متقارب مثمن(فاعل فعولن×2)

سروده: غلام (دکترسیدمهدی موحد ابطحی)


نوشته شده در  چهارشنبه 95/7/21ساعت  6:5 صبح  توسط دکترسیدمهدی موحدابطحی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ذبح عظیم
Hussain Unites Nations
افق استراتژیک
تیرباران در هفتم صفر!
می دویدم
دویدن!
وای حسین حسینم
[عناوین آرشیوشده]