سفارش تبلیغ
صبا

امام علی «رسول» بود؟

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 97/8/15:: 12:8 صبح

آیا امام علی علیه السلام مقام رسالت داشت؟ بدون این که مقام نبوت داشته باشد!

اصلا چنین فرضی ممکن است؟

چند واقعیت را در نظر بگیریم:

1) هر پیامبر نبی هست: انبیاء مرسل و غیر مرسل

2) هر پیامبری رسول نیست: زکریا، یحیی، و بسیاری دیگر

3) پیامبران اولوالعزم رسول بودند: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله

4) هر رسولی پیامبر نیست:

- کلاغ برای یاد دادن قابیل که چگونه کشته برادرش هابیل را خاک کند: فارسل غراباً یبحث فی الأرض کیف یواری سوءاة أخیه

- دو ملکی که میهمان ابراهیم شدند و به وی بشارت بچه دار شدن به اسحاق را دادند اما می رفتند تا عذاب را بر قوم لوط نازل کنند: إنا رسل ربک الی قوم لوط

- روح که به جانب مریم فرستاده شد تا او به عیسی باردار شود: فارسلنا الیها روحاً من امرنا فتمثل لها بشراً سویّاً

5) روایت زیر متواتر است یعنی هم شیعیان و هم سنیان بر صدور آن از پیامبر اسلام اتفاق نظر دارند:

پیامبر: یا علی أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلا أنّه لا نبّی بعدی (حدیث منزلت)

حال باید تحقیق کنیم که جناب هارون چه منزلت و جایگاهی نسبت به موسی داشت؟

- هارون برادر موسی بود هم از جانب پدر و هم از لحاظ دیانت و اخوت الهی: فاجعل هارون اخی وزیری 

- هارون خلیفه موسی شد در زمان نبودنش میان مردم (چون به کوه طور رفته بود): اخلفنی فی قومی

- هارون وزیر موسی بود: 

-هارون وصی موسی بود:

-هارون و موسی دو فرستاده خدا به سوی فرعون بودند: فأتیاه فقولا إنّا رسولا ربّک (سوره طاها)

نتیجه:

حضرت علی بن ابیطالب رسول (فرستاده) خدا بود بدون این که نبی باشد (مقام رسالت داشت).




 


Iran and Khashoggi

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 97/8/2:: 11:19 عصر

 

مهمترین فرضیه برای پرونده قتل قاشقچی:

تبانی/بده بستان بین چند کشور و جریان: عربستان به ویژه بن سلمان در تله ترکیه (با یا بدون مشارکت آمریکا و ایران و شاهزادگان عربستانی) گرفتار شد.

 

چه کسانی از حذف سیاسی بن سلمان خشنود می شدند؟

1- شاهزادگان سعودی: محدود کردن رقیب خود (بن سلمان)،

2- غرب (آمریکا، بریتانیا، . . ): تحت فشار است برای واکنش دادن به اشغال یمن توسط عربستان و جنایات علیه مردم آن، باجگیری از عربستان برای تضعیف بیشتر اقتصادی آن،   

3- ترکیه: گرفتن امتیاز سیاسی و اقتصادی، هم از آمریکا و هم از عربستان

 4- ایران: کاهش تنش با عربستان، بی اثر کردن تاثیرات روانی آغاز تحریمهای آمریکا در پایان نوامبر، احتمال جبران نفت ایران توسط عربستان پس از آغاز تحریمها کاهش می یابد (قیمتها بالا می روند که به ضرر آمریکا و به نفع ایران است)

 

 

  

چند واقعیت:

- ترکیه اطلاعات قطره چکانی و مدیریت شده برای تأیید دخالت تیم بن سلمان از یک طرف و تطهیر شاه عربستان از طرف دیگر ارائه داد. یعنی ترکیه می دانسته که قرار بوده این اتفاق در استانبول باشد یا بخشی از چنین نقشه ای بود.

دو هفته قبل از قتل قاشقچی، کشیش آمریکایی که با اتهام جاسوسی در ترکیه بازداشت شده بود، آزاد می شود و به آمریکا می رود.

- یک هفته قبلش، قاشقچی با هفته نامه نیوزویک مصاحبه کرد و اطلاعاتی از درون خانواده پادشاهی عربستان لو داد: حتی این که مادر بن سلمان بازداشت است!

- عدنان قاشقچی (میلیاردری عربستانی و از دلالان اسلحه) عموی وی بود که در قضیه مک فارلین/رسوایی ایران کنترا (مذاکرات محرمانه نظام ایران در سال 66 با آمریکا و در حین جنگ با عراق برای خرید تجهیزات آمریکایی) از دلالان مؤثر در ارسال تجهیزات آمریکایی به ایران بود. عدنان رابطه نزدیکی با بندربن سلطان داشت. بندربن سلطان نیز تمایل به رابطه با ایران داشت. همسر عدنان قاشقچی شاه پری زنگنه (دختر یک خواننده ایرانی) می باشد.

- خود وی مخالف روابط عربستان و اسرائیل بود و عمویش نیز اعتراف کرده بود که پدربزرگش یهودی بود.

- ثبت ازدواج وی با نامزد ترکیه ای می توانست در سفارت عربستان در واشنگتن باشد که به طور معناداری در استانبول برنامه ریزی شد!

- میانه وی با بن سلمان بد بود.

           

ایران کجای این پرونده است؟

- ایران در این سالها صریحاً اعلان کرده که آماده مذاکره با عربستان در مسائل دو جانبه، چندجانبه و منطقه ای است. نبستن درهای گفتگو با عربستان سیگنالی است برای انگیزش برخی از نظام پادشاهی عربستان به طرف ایران.

 - هفته قبل از قتل قاشقچی، حمله کنندگان به سفارت ایران در بیروت دستگیر شده بودند. این افراد از بندر بن سلطان دستور می گرفتند. وی مخالف بن سلمان بود. آیا لو رفتن این افراد برای دستگیری با تله گذاری برای بن سلمان ارتباط داشته است؟

- دستگاه دیپلماسی ایران در این پرونده سکوتی هشیارانه و با درایت داشت.

- همزمان گروهک تروریستی جیش العدل 14 نفر از نیروهای اطلاعاتی، سپاهی، بسیجی و سرباز را در مرز ایران و پاکستان می رباید که از طرف مقامات ایرانی تصریح می شود که یک خیانت بود. این گروهک رابطه نزدیکی با برخی از سران عربستانی دارد. آیا این ربایش واکنش عربستان به خاطر پرونده قاشقچی یا بازداشت حمله کنندگان به سفارت ایران در بیروت بود؟

- همزمان با این پرونده، احکام بازداشت شدگان فعالان محیط زیست در ایران پس از 9 ماه بازداشت اعلام شد: مفسد فی الارض، یعنی اعدام! آیا تندروهای ایران آب به آسیاب دشمن ریختند؟

- کشتن و سوزاندن دکتر فرشید هکی (دکترای اقتصاد و فعال مدنی) در خودرویش (25 مهر 97) می تواند/می توانست توجه رسانه ها و جهانیان را به مشکلات حقوق بشری در ایران بنماید. همانطور که به دنبال کشته شدن شیخ باقر النمر، تندروهای ایرانی به سفارت عربستان در تهران حمله کردند و روابط دو کشور قطع شد. اعلام این خبر توسط یکی از نزدیکان احمدی نژاد بودار است. احمدی نژاد در تابستان 97 نیز به یکی از شهرهای خوزستان رفته بود و مردم را تحریک به شورش علیه نظام کرد.

- 14 آبان/5نوامبر آغاز تحریمهای جدید ترامپ علیه ایران است. ایران مایل است نه فقط این تحریمها را به چالش بکشد بلکه اثرات روانی این تحریمها را بی اثر کند.

 

شکار فرصتها از پرونده قاشقچی:

- تشویق اتحادیه اروپا/دبیرکل سازمان ملل برای درخواست از سازمان ملل برای بازنگری در عضویت عربستان سعودی در کمیته حقوق بشر سازمان ملل

- ترمیم وجهه حقوق بشری ایران با تعدیل احکام کیفری برای پرونده های سیاسی

- آزاد کردن برخی از بازداشت شدگان

 


ایران و خاشقچی

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 97/7/27:: 12:19 صبح

میزگرد سیاسی پنج شنبه شب (26-7-97) شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران با حضور امیر عبداللهیان برگزار شد. 

یا کودکانه بود یا موذیانه! به گمان خودش زیرکانه تحلیل می کرد!

برداشت من از صحبتهای بودار امیر عبداللهیان چنین است:

1- تحلیلهای وی فرضیه فرصت سازی برای ایران را پیش می کشید. تحلیلی که ایران را در معرض اتهام قرار می دهد به ویژه با ربط دادن به روز 13 آبان!

2- برخی از ناگفتنی های محرمانه در جلسات شورای امنیت ملی یا کمیسیون امور خارجه مجلس یا در مذاکرات با مقامات کشورهای منطقه را به عنوان تحلیل مطرح کرد.

3- تلاش داشت خودش را آگاه و خبره در اوضاع منطقه معرفی نماید.

4- به نوعی سعی می کرد تحلیلهای خودش را موضع دستگاه دیپلماسی ایران مطرح کند.

5- منتفعات و متضرران پرونده قاشقچی را به سالگرد شهادت سردار همدانی در سوریه، آغاز جنگی محدود در سوریه یا غزه، و انتقام گیری از شهدای حرم توسط ایران ربط می داد.

6- تاریخهایی را مطرح می کرد که می توان آنها را لو دادن سیگنال نامید.

7- سعی کرد توصیه هایی به رؤسای امارات داشته باشد.

Jamal Khashoggi


رقیه باب الحسین است

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 97/7/24:: 7:34 عصر

. . . . . رقیه باب الحسین است

راجع به جضرت رقیه خاطره ای که از ایشان دارم و چند بار در منبرها از ایشان نقل کرده ام. خاطره خیلی جالبی است و نکته خیلی ظریفی دارد که در کتابها نیست. روزهای تابستان که درس تعطیل بود، می رفتم خدمت ایشان زیرا محضر ایشان همیشه مفید بود (موقعی که از درس بر می گشتیم نیز خدمت ایشان می رفتیم که مثلا یک گعده ای باشد. ایشان بلافاصله که از درس و تدریس می آمدند مشغول نوشتن می شدند و مقداری که می نوشتند و بعضی از افراد می آمدند، احترام می کردند و دفتر را می بستند، بیاناتی می شد، سؤاالاتی می شد و مطالبی می فرمودند، یک ساعتی [خاص] می نشستند و می آمدیم خدمتشان. یک روز نرفتم و کاری پیش آمد منزل که نرفتم. فردایش که رفتم)

- فرمودند: دیروز منتظرت بودم، نیامدی؟!

- عرض کردم: آقا، کاری پیش آمد که نیامدم.

- فرمودند: می خواستم روضه حضرت رقیه سلام الله علیها را بخوانی.

- گفتم چشم.

- فرمودند (خطاب به خدمتکار) بلندگو را روشن کن.

- دیدم خیلی افراد زیادی نیستند، گفتم آقا بلندگو نیازی نیست خیلی جمعیت نیست.

- فرمودند: نه می خواهم خانمها بشنوند (معلوم شد که بلندگو را به داخل اندرونی سیم کشی کرده اند).

- بعد که می خواستم پشت بلندگو بروم،

- فرمودند: نه، این را بشنو و برو.

گفتم: بله آقا.

فرمودند: من خواب دیدم که بزرگی می فرمود در حوائجتان توسل کنید به باب الحسین رقیه سلام الله علیها.

- بعضی افراد آنجا بودند که برایشان این مطلب سنگین بود که باب الحسین باید مثلا ام کلثوم یا زینب یا فاطمه بنت الحسین باشند و چند تا را آن فرد اسم برد که یکی از اینها باید باب الحسین باشد نه رقیه.

- بعد ایشان تشریح کردند: چون اول کسی که در شام گریه بر امام حسین علیه السلام و مجلس عزای بر امام حسین علیه السلام را در شام تأسیس کرد، حضرت رقیه بود لذا ایشان باب الحسین است.

- من منبر رفتم و توسل به حضرت رقیه پیدا کردم و توسل خیلی عجیبی شد . . . . . . 

منبع: موحد ابطحی مهدی و دیگران. در محضر استاد. فصل سوم: مصاحبه ها. روایت راوی دوازدهم: حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی حائری قزوینی (مترجم کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم). بصیر، بی تا


هفتم صفر: عاشورای امام مجتبی

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 97/7/24:: 7:27 عصر

پیکر مبارک سبط پیامبر (ص) امام مجتبی علیه السلام در هفتم صفر سال 51 هجری تیر باران شد!

برای تعیین سوگواری یا سرور در هفتم صفر سه گونه استدلال می توان ارائه کرد:

-         مستندات تاریخی/روایی

در وقوع شهادت سبط اکبر پیامبر«صلی الله علیه و آله»، امام مجتبی«علیه السلام» در ماه صفر بین علمای شیعه اختلافی نیست.[1]، لکن در میان علمای شیعه سه قول وجود دارد:

شهادت امام مجتبی و تیرباران پیکر مطهر ایشان در روز هفتم ماه صفر بوده است:

1.        «الامام الحسن علیه السلام ابوه الامام امیرالمومنین علی علیه السلام، امه فاطمه الزهراء سلام الله علیها، ولادته: ولد فی المدینه لیلة النصف من شهر رمضان فی السنة الثالثة للهجره، القابه: التقی، الزکی، السبط، وفاته: توفی فی السابع من شهر صفر سنة خمسین من الهجرة». این سند در کتاب  «تثبیت الامامه» تالیف «سید قاسم بن ابراهیم الرسی» و قدیمی ترین منبع است که نویسنده اش متولد 169 و متوفی 246 است. وی از روات احادیث، از نوادگان امام مجتبی علیه السلام و از زهاد و عباد و علمای زمان خویش بود که دارای مولفات و مصنفات بوده و بدون واسطه از امام کاظم علیه السلام روایت نقل می کرد.

2.        اعتبار این سند و نویسنده و راوی آن مورد تأیید علمای بسیاری بوده است[2].

3.        بزرگانی از فقهاء و محدثین شهادت امام مجتبی را در این روز می دانستند: شهید اول در «الدروس»[3]، کفعمی در «المصباح بلد الامین»[4]، والد شیخ بهائی در «وصول الاخبار الی اصول الاخبار»[5]، شیخ بهائی در «توضیح المقاصد»، علامه مجلسی در «بحار الانوار»، شیخ عبدالله بحرانی در «عوالم العلوم»، شیخ محمدحسن نجفی در «جواهر الکلام»، شیخ جعفر کاشف الغطاء در «کشف الغطاء» و شیخ عباس قمی در «انوار البهیّه».

4.        فقهاء و مراجع متعددی بر وقوع شهادت امام مجتبی در هفتم صفر تأکید کرده اند یا آن را قول مشهور دانسته اند[6].

 

شهادت امام مجتبی در 28 یا آخر ماه صفر معتبر نیست:

·         شیخ مفید در کتاب «مسارّ الشیعة» این قول را نوشته اما در کتاب دیگرش «الارشاد» تنها ذکر ماه صفر را دارد.

·         شیخ طوسی در کتاب «تهذیب الاحکام» فقط ماه صفر را مطرح کرده است.

·         برخی بر ضعیف بودن قول بر وقوع شهادت امام مجتبی در 28 یا آخر ماه صفر تصریح کرده اند[7].

·         برخی علماء روز 28 صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده‌اند[8].

·         این قول منحصر به ایران است و شیعیان دیگر کشورها از گذشته تاکنون در هفتم صفر برای امام مجتبی عزاداری می کرده اند.

 

استدلالات عقلی

1.       هیچ ایام اللّهی نزد شیعه بالاتر از روزهای منتسب به حضرات معصومین«علیهم‌السلام»  نیست؟ مسلَّما اقامة عزا در این روز از باب «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه‏» و عامل به آن از مصادیق شیعه واقعی آن حضرات«علیهم السلام» -که فرمودند: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»- بوده تا شامل دعای ایشان که فرمود: «رحم الله من احیا امرنا» گردند

2.       نشانه احترام به شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه عراق و برخی از علماست مستند به عمل علماء نیز هست و علما اصطلاحاً عمل را اقوی از سند می‌دانند.

3.       گرچه ولادت امام موسی کاظم(ع) در چنین روزی در تقویم رسمی کشور ثبت شده و رسانه‌ای‌تر است، بیشتر توجه مردم را به خود جلب می‌کند اما رسانه ملی هیچ ارزشی در حجیت شرعی و اعتبار فقهی ندارد.

 

استدلالات عملکردی/تقلیدی

1.       سیره علمی علما و متشرعه و سنت عملی ایشان در روز هفتم ماه صفر در بلاد شیعه بر اقامه‌ی عزا بوده و می‌باشد.

2.       اقامه عزا و سوگواری در هفتم صفر سیره متداول در عراق و دیگر کشورهای شیعه نشین بوده و هست.

3.       تعطیلی بازار و حوزه علمیه و اقامة عزا و دسته جات در قم پس از ورود مؤسس آن آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری اجرا شده است.

4.       سیره فوق مورد نظر آیات عظام بروجردی و گلپایگانی بوده است که در زمان خود مسئولیت حوزه را به عهده داشته‌اند.

5.       عموم علماء با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر که ماه حزن اهل بیت است مخالف هستند.

6.       محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است.

 

فتاوای موجود درباره برگزاری مراسم عزا یا سرور در هفتم صفر؟

همه علماء[9] بر اقامه عزاداری و سوگواری به جای سرور و شادی در هفتم صفر تأکید کرده اند. البته دلایل آنها مختلف بوده است: قطعیت وقوع شهادت امام مجتبی، حفظ سنت شیعیان، حفظ سیره علماء و مراجع گذشته، تعظیم شعائر دینی، توجه اختصاصی به هر یک از معصومین، احترام به حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام در دو ماه محرم و صفر. حتی آیت‌الله‌العظمی سیدصادق روحانی وظیفه صدا و سیما را برپایی عزاداری دانسته اند که نباید تولد امام کاظم‌(ع) (در صورت صحت روایت مربوطه) مانع شود. البته به ندرت علمایی بوده اند که به جمع بین اقامه مجالس ذکر مصائب امام مجتبی (علیه السلام) و ذکر فضائل و مناقب و مدح امام هفتم (علیه السلام) اشاره کرده اند[10].
 
این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است!

-         عموم مراجع عظام با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر (ماه حزن اهل بیت) مخالف هستند.

-         اختصاص روز هفتم صفر به شهادت امام مجتبی موجب هماهنگی شیعیان ایران با سایر شیعیان جهان می شود و مجال کافی برای طرح مباحث دینی و اعتقادی درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخر صفر بیشتر می شود.

-         رویه علماء گذشته اقامه عزا و دستور به تعطیلی بازار و تشویق راه اندازی دسته جات عزاداری بوده است.

ولادت امام کاظم «علیه السلام»

1.       بسیاری از علماء و محدثین شیعه[11] با استناد به روایت ابوبصیر، ولادت امام کاظم علیه السلام را در ذی الحجه می دانستند زیرا این ولادت هنگام مراجعت حضرت صادق«علیه السلام» از موسم حج به سمت مدینه و در اولین منزلی پس از جحفه به نام ابواء بوده است (حدود 53 کیلومتر تا جحفه فاصله دارد) [12].

2.       ابن جریر طبری«قدس سره»  متوفای قرن چهارم با استناد به روایت دیگری از امام عسکری«علیه السلام»، تصریح بر وقوع ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجة ‌دارد[13].

3.       برخی علماء اعتنایی به هفتم صفر به عنوان ولادت آن حضرت نداشتند[14].

4.       برخی دیگر چنین قولی را ضعیف شمرده‌اند[15].

5.       علائق سیاسی و حکومتی در ترویج روز هفتم صفر به عنوان ولادت امام کاظم به جای شهادت امام مجتبی علیهماالسلام دخالت داشته اند[16].

6.       بسیاری از علماء معاصر (متوفی[17] یا حیّ و حاضر[18]) هفتم صفر را به عزاداری امام مجنبی علیه السلام پرداخته اند نه به جشن و سرور تولد امام کاظم علیه السلام.

 



[1] عده ای از اهل سنت وفات امام مجتبی را در ماه ربیع الاول دانسته‌اند.

[2]نجاشی در رجال خود در مورد قاسم بن ابراهیم اینگونه می‌نویسد: «قاسم پسر ابراهیم طباطبا پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنّی پسر امام مجتبی«علیه السلام» است. او صاحب کتاب (تثبیت الامامة) می‌باشد که از امام صادق«علیه السلام»  با واسطه و از امام کاظم«علیه السلام»  بدون واسطه روایت می‌کند». ابوالحسن العمری در کتاب (المجدی فی انساب الطالبییّن) می نویسد: «کنیة او ابا محمّد فردی عفیف و زاهد بوده است و از سلاطین جور وقت دوری جسته و هدایا و مراحم آنان را اگر چه از طلا و نقره بوده، نپذیرفته است و مردم را به وصایت امام رضا«علیه السلام»  دعوت می کرده و از سال 220ه‌ق تا 246 ه‌ق که از دنیا رحلت نمود، درجبل الرسّ –کوهی در نزدیک حله– مخفی بوده است.» شیخ آقا بزرگ تهرانی در «الذریعة» او را سیدی شریف و از سادات بنی الحسن«علیه السلام» دانسته است.

[3]الامام الزکی ابومحمد الحسن بن علی سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجره و قال المفید سنة ثلاث و قبض بها مسموما یوم الخمیس سابع صفر سنة تسع و اربعین او سنة خمسین من الهجره (دروس، ج2، ص7)

[4]«ولد فی یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة ثلاث من الهجره و توفی یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة خمسین من الهجره» مصباح کفعمی، ص509

[5]و اما الحسن فهو الامام الزکی ابو محمد سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجره (و قال المفید سنة ثلاث) و اصطفاه ربه الیه مسموما فی المدینه یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة تسع او ثمان و اربعین (و قیل سنة خمسین من الهجره عن سبع و اربعین سنة) (وصول الاخبار، ص42).

[6] آیت‌الله سیدصادق شیرازی،آیت‌الله شبیری زنجانی، آیه الله سیدمحمدعلی موحدابطحی، آیت‌الله فاضل لنکرانی.

[7]شیخ عباس قمی، آیت‌الله سیدصادق شیرازی،آیت‌الله شبیری زنجانی، آیه الله سیدمحمدعلی موحدابطحی، آیت‌الله فاضل لنکرانی.

[8] شیخ کلینی در «کافی»، مرحوم شیخ مفید در «الارشاد» و در «مسارالشیعه»، نوبختی در «فرق‌الشیعه»، سعدبن­­عبدالله اشعری در «المقالات و الفرق»، شیخ طوسی در «مصباح‌المتجهد»، طبرسی در «اعلام‌الوراء» و «تاج‌الموالید»، فتاح نیشابوری در «روضة الواعظین»، اربلی در «کشف‌الغمه».

[9] آیت عظام و مراجع مانند عبدالکریم حائری یزدی، حسین بروجردی، روح الله خمینی، میرزا جواد تبریزی، فاضل لنکرانی، شبیری زنجانی، محمدعلی موحدابطحی، علی سیستانی، وحید خراسانی،

[10] آیه الله بهجت و مکارم شیرازی

[11]احمد بن خالد برقی در المحاسن، شیخ کلینی در اصول کافی، محمد بن حسن صفّار در بصائر الدرجات و ابن جریر طبری در (دلائل الامامة.

[13](دلائل الامامة)

[14] شیخ کلینی در اصول کافی، شیخ مفید در الارشاد و در مسارّ الشیعه، شیخ طوسی در تهذیب الاحکام

[15] شهید اول در الدروس، شیخ محمد حسن نجفی در جواهر الکلام، شیخ جعفر کاشف الغطاء در کشف الغطاء.

[16] شهرت ولادت امام هفتم در روز هفتم صفر و شهادت امام مجتبی در 28 صفر از آن وقتی است که دستگاه حاکمه ایران در دوران سازندگی و اصلاحات تلاش کرد دو ماه عزاداری محرم و صفر را کمرنگ جلوه دهد و با وارد کردن این قول ضعیف در تقویم رسمی به قسمتی از اهداف خود نائل شد. بنابر شنیده هایی از مرحوم آیه الله مجتهدی، تولد ناصرالدین شاه نیز در ششم صفر 1247 هجری قمری بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام مجتبی نباشد تا بتوان جشن گرفت، این دست کاری را در تقویم کردند. این احتمال پذیرفتنی است زیرا قبل از آن، قول بیست و هشتم برای شهادت امام مجتبی در تقویم و منابع فارسی مرسوم نبود و الان نیز منحصر به ایران است.

[17] آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری، میرزا جواد تبریزی، فاضل لنکرانی، شیخ محمد تقی بهجت، محمد علی موحد ابطحی.

[18]  آیات عظام صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، سیستانی، روحانی، مکارم شیرازی، علوی گرگانی، محمد شاهرودی، صادق شیرازی، تأکید نموده و بر اقامة عزا در این روز و حرکت دسته‌های عزاداری به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی«علیه السلام» در هفتم صفر اتفاق نموده‌اند؛ و در این روز دروس سطوح عالی حوزه تعطیل می‌گردد.


   1   2   3   4   5   >>   >



بازدید امروز: 39 ، بازدید دیروز: 183 ، کل بازدیدها: 180829
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ