سلیمانها !؟
ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 92/8/25:: 3:37 عصر
سلیمانها
ألا ای سـاربـان از مـا، ببـر ما را بیـابـانهـا
نبیند کس اسیـری را به حال این سلیمانها
کویرستان و دشستان گـذر ده این ملائک را
مباد بر ما نگاهـی از چنان حیوان و شیـطانها
نبـر ما را به بازاری، که آزارد ما را به خـواری
زند آتش به جانها از آن چشمان و انگشتانها
در این جا درس قـرآن بـود و مشق ایـمـانـی
ولی زنـدان همه گشـته مدارسـها، دبستانـها
مزن شلاق مزن سیلی ببین بشنـو فغـان از ما
بزرگ و خُـرد، زن و بچه همه افتان و خیزانها
مگردان در میـان ما ز مهـر و مه یا بدرِ تابانی
چو سنگی می رسد بر سـر، شود پاره گریبانها
مگو دشنام مکن زخمی زبانت می شود شمشیر
گل و بلبل به یک دردنـد، امان از درد و درمانها
مـزن نیزه به پای و پشت مداراکن نزن مُشت
ملائـک همراه مایند به نرمی در خرامـانهـا
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (بحر هزج مثمن سالم )
غلام (دکتر سید مهدی موحد ابطحی)
محتاج دعای پدرم