شکسته دل

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 90/6/1:: 5:43 صبح

 

تقدیم به کسی که شب قدر به خاطر وی قدر یافته است!!
شاید ارباب در چنین شبی، غلامش را نظر کند!!!
شکسته دل
که برد به سوی دلبـر ز شکسته دل پیـامی
که به کوی دل فروشان صدهزار دل به کامی    
تو بیا ببین حـراجم گـذری کـن از بساطم
ببری به رایگـان دل تو  که  دلبری تمامی  
به سـلام در نشستت به درود بر قیـامت
نه به یک سخن جوابی نه به یک زبان سلامی  
ز میان صد عریضه نه یکی جـواب دیـده
نه به پرسـش و کـلامی نه به نامه و پیامی  
چو به این گناه هستم که ز بـوی لاله مستم
تو مپوش آن رخت را  برسد به من  مشامی  
زسلام صبح و شامی تو اگر که خسته باشی
تو بزن بر  دهـانم به  علیـک خود لجامی  
اگرم فشانده ام راه، همه جا اشک و خـون، آه
همـه   بـود  آرزویم شنـوم طنیـن گامی  
به همین خیال خامم که ز کـودکی غـلامم
عجبـا که بخـت من بود نشنیده ام کلامی  
بگشای  تیر مژگـان و بریـز خـون من را
 که حلال کرده باشی به  فدای خود غـلامی  
ز کنار سفره خـود تو مرا مـران به جـایی

  که «غلام» رو سیاه را  ندهد کسی طعامی  

سروده: دکترسیدمهدی موحدابطحی (غلام)

اشعار دیگر از همین شاعر: «چه کردی؟!»،«به تو رو کرده ایم»،«مولاتی اغیثینی»،« چون بیاید»


بی غیرتی، اما برای دیگران!!

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 90/5/28:: 5:50 عصر

دکترسیدمهدی موحدابطحی 

زنی وفادار دارید و شما نیز به همسرتان وفادار بوده اید. 

تصور کنید:

یک روز مردی زنگ منزل شما را به صدا در می آورد. درب را باز می کنید. می گوید: زنم نمی تواند باردار شود، اجازه بدهید خانمتان را باردار کنم تا بچه ای برای ما بیاورد؟

چه حسی دارید؟

صورتتان قرمز می شود؟

رگهای گردنتان ورم می کند؟

رگ غیرتتان برجسته می شود؟

آیا می توانید خودتان را کنترل کنید؟

دست  روی آن مرد بلند نکنید؟

ناسزا نگویید؟

..........

جملات بالا بیانی عامیانه، غیرپزشکی، غیرفقهی، و غیرتخصصی از واقعیتی است که هم اکنون در جامعه ایرانی و غیرایرانی روی می دهد.

واقعیتی که، برخی فقیهان و مراجع اجازه داده اند!! حتی قانونی برای آن نیز درست کرده اند!! و متخصصان باروری و ناباروری آن را انجام می دهند!! 

قضیه این است: 

به جای این که مردی سراغ شما بیاید، مراکزی به نام «ناباروری و باروری» یا «رویان» واسطه کار می شوند!

به جای آن که قضیه به ارزانی و آسانی تمام شود، زوجین هزینه گزافی به این مراکز می پردازند و عده بسیاری تأمین می شوند!

برای تشویق زن شما به این کار، معاینات و آزمایشاتی رایگان از وی انجام می شود و پول خوبی از زوجین نیز دریافت می کند!

برای لوث نشدن قضیه در زایشگاه، گواهی ولادت به نام زن نابارور صادر می شود!

اسمش هست: رحم جایگزین یا رحم اجاره ای یا رحم کرایه ای!

دو سؤال مهم: 

1.  چرا خود علماء یا متخصصان به زنانشان اجازه نمی دهند از نطفه دیگری باردار و شکمشان برآمده گردد؟

2.  آیا نباید آنچه را برای خودمان نمی پسندیم، برای دیگران هم نپسندیم و تجویز نکنیم؟

اما می شد از زنی مطلقه یا بیوه برای این کار استفاده کرد و او را صیغه کرد.

حقیقت این است که 

1.  نازایی یک بیماری است اما اجاره یا کرایه رحم درمان نازایی زن نیست زیرا با اجاره کردن رحم برطرف نمی شود و همچنان زن نازا، نازا خواهد بود:

پس نمی توان با تمسک به برخی از ادله فقهی مانند اصل الضروره آن را تجویز کرد.

2.  زوجین نابارور استثمار کننده عملکرد زن جایگزین هستند تا به هدف خود (داشتن بچه) دست یابند: یعنی هدف وسیله را توجیه کرده است: دیگری از زن اجاره ای بچه پیدا کند اما نتواند مادر وی باشد، چیزی که در قرارداد مذکور است، مراجع تجویز کرده اند و قانون آن را نادیده می گیرد.

3.  زن اجاره ای استثمار شده است: گویا مردی ندارد! آیا چنین مسأله ای از مصادیق آیه و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن نمی باشد؟

 

چنان نوشته ام که ناراحت شوید تا ارزش فرمایش امام حسن مجتبی علیه السلام را دریابید:

«نپسند برای دیگران، آنچه را که برای خود نمی پسندی» 

این مطلب با رحم اجاره ای: چالشی برای فقاهت ارتباط دارد.


زدن زنان: آری یا خیر؟

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 90/5/27:: 1:17 عصر

دکترسیدمهدی موحدابطحی

ظاهر آیه 34 از سوره نساء از زدن زنان می گوید اما باید مفاد آن را با کمک مُبیّن قرآن تبیین کرد و فهمید: 

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتی‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیراً (نساء 34).

ترجمه آیه 34 از سوره نساء: مردان بر زنان قیادت و سرپرستی دارند به خاطر آن که خدا برخی از مردان را بر برخی دیگر برتری داده است و به خاطر این که مردان از مالشان انفاق می کنند، پس زنان درستکار اطاعات کنندگان هستند [پدیرنده حکم خدا در این آیه با چیزی نگفتن که نشانه اطاعت است] و نگهدارندگان پوشیده ها، چرا که خدا خواسته پوشیده باشند. و زنانی که می ترسید از سرکشی آنها، پس پند دهید آنها را، آنگاه از آنان در بسترها کناره گیرید، سپس آنها را بزنید. پس اگر پیروی شما کردند دیگر بر آنها دست درازی نکنید. همانا خدا بزرگی بلند مرتبه است.

 

ادامه مطلب به زودی منتشر خواهد شد.

منابع:

کتاب العین، ج‏6، ص: 232

المفردات فی غریب القرآن، ص: 806

لسان العرب، ج‏2، ص: 73

دهسرخی محمود. النساء فی اخبار الفریقین (زنان در اخبار شیعه و سنی). مطبعه امیر، قم 1416

و منابعی که بعداً می افزایم.


رحم اجاره ای: چالشی برای فقاهت

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 90/5/21:: 6:55 صبح

 

Surrogacy: A Challenge against Jurisprudence

دکترسیدمهدی موحدابطحی

مسأله «رحم کرایه ای» (Surrogacy) یکی از چالشهایی است که فلسفه فقه و اجتهاد (philosophy of Ijtihad and figh) را زیر سؤال می برد، گو اینکه برخی با آراء و فتاوای خود بدعتی را در دین اسلام رواج می دهند.

نوشتار زیر قصد دارد به طور گذرا و مختصر به چند پرسش پاسخ دهد:

رحم کرایه ای چیست؟ چرا چالش برانگیز است؟ و چگونه صلاحیت فقهاء و مجتهدین را زیر سؤال می برد؟

مفهوم «رحم کرایه ای»، «رحم جایگزین» یا «رحم اجاره ای» وقتی صدق می کند که «زنی دیگر می پذیرد که نطفه های زن و شوهری نازا (تأمین کننده نطفه ها) یا تخم لقاح یافته از آن نطفه ها را در رحم خود بپذیرد و باردار شود و پس از زایمان، نوزاد را به تأمین کننده های نطفه ها برگرداند». چنین زنی می تواند مجرد، بیوه یا شوهردار باشد!!! از خویشان و محارم زن یا مرد باشد!!!. یائسه بودن منعی ندارد!!!. نطفه ها نیز می توانند از هر زن و مردی (با یا بدون رابطه زوجیت) به دست آمده باشند!!!.

در واقع پیشرفتهای فنآوری و روشهای جدید باروری مصنوعی باعث تغییراتی بنیادی در مفاهیم «پدری/ابوّت»(parenthood)، «مادری/امیّت»(motherhood)، «فرزندی/بنوّت»(childhood)، «زوجیّت»(marital relation)، «نسب/تبار»(linage/kinship)، و «بارداری»(pregnancy) شده است. در نتیجه آثار و پیامدهای تحقق هر یک از این مفاهیم به کنترل انسان درآمده است، به این صورت که انسان دیگری تعیین می کند چه کسی پدر یا مادر باشد، انسان جدید فرزند کیست، و چه کسی از نسل چه کسی به حساب آید.

در حوزه فقه اسلامی (Islamic jurisprudence) به ویژه فقه شیعی، نظرات مختلف و بعضاً متضادی درباره تجویز یا تحریم چنین عملی مطرح شده است. فقها و مجتهدین این مسأله را مستحدثه (نوظهور) نامیده اند و به طور تلویحی اعتراف می کنند که قرآن (کتابی آسمانی که جاودانی و حجّت بر همه است) مطلبی درباره آن ندارد!!!.

آنهایی که ادعای کشف حکم الهی برای این عمل داشته اند و آن را جایز دانسته اند، به قاعده ای در اصول فقه تمسک جسته اند که اصل اباحه یا «اصاله الاباحه» نام دارد: یعنی «هرگاه در حلال یا حرام بودن چیزی شک کنیم، قاعده و اصل را بر این قرار می دهیم که حرام نباشد». این اصل برای فهمیدن و شناختن حکم واقعی قضیه باید به کار رود. حکم واقعی نیز «حکم شرع در هر قضیه ای می باشد، چه به آن برسیم چه نرسیم».

اما مهمترین اشتباه روش شناختی و معرفت شناختی آنان این است که اصل اباحه را که در شُبُهات حکمیه کاربرد دارد، در شُبُهات موضوعیه (از نوع شبهه مفهومی) مانند رحم کرایه ای به کار گرفته اند. شبهه مفهومی به این معناست که «معنا و مفهوم چیزی روشن و معلوم نباشد و صاحب نظران در آن اختلاف داشته باشند». آنها با با تعمیم قلمرو کاربرد این اصل، استدلال و استنباط فقهی خود را نیز بر آن بنا نهاده اند در حالیکه استدلال در سطح حکم با استدلال در سطح موضوع متفاوت است: حرکت از اولی به دومی نوعی تعمیم دادن است که ارزش «استدلال» ندارد بلکه فقط «توجیه» می باشد.

به عبارت ساده تر، فقها و مجتهدان باید ابتدا تحقیق میان رشته ای می کردند تا همه جوانب این موضوع را بشناسند (رحم اجاره ای فرع بر روش معمول فرزنددارشدن مورد قبول شرع است یا خیر، زنِ شوهردار مجاز است نطفه غیرشوهرش را در رحمش بپذیرد یا نه، زن باردار و زاینده می تواند نباشد یا نه، و . . . ). آنگاه برای فتوا دادن به اسم حکم الهی اقدام می کردند و تا موضوع شناسی (در حد حقیقت آن) انجام نشده، نمی توان با تمسک به قاعده اصاله الاباحه فتوا داد، بلکه می توان توقف کرد یا احتیاط نمود، یا با اصول و قواعد دیگری به استنباط حکم شرعی پرداخت. به همین خاطر، چنین اشتباهی می تواند فقهاء و مجتهدین را به جای «کشف حکم الهی»، در مقام «تعیین حکم خداوند» قرار دهد: چیزی که بدعت (Heresy) نامیده شده است.

این مطلب با بی غیرتی اما برای دیگران ارتباط دارد.


فقط یک دعای مستجاب!

ارسال شده توسط Mahdi Movahed-Abtahi در 90/5/15:: 1:51 صبح

دکترسیدمهدی موحدابطحی

اگر به یقین بر شما معلوم شود که یک دعای مستجاب دارید، چه دعایی خواهید کرد؟ چه چیزی از خدا می خواهید؟ برای خودتان یا برای دیگری دعا می کنید؟ اصلاً آیا برای شما مهم است که برای چه کسی و چه دعایی می کنید؟

صبر کنید. اول این حکایت را به دقت بخوانید و کمی فکر کنید. سپس دعا کنید:

-         روزی پیامبر (ص) در مسجد نشسته بودند که حالت وحی بر ایشان غلبه کرد (وقتی وحی بر ایشان نازل می شد، توجه آن حضرت از اطراف به خود مشغول می شد و گویا کسی از حاضرین را نمی دید و صدایشان را نمی شنید). پس از برطرف شدن این حالت، اصحاب منتظر شدند تا پیامبر (ص) خبر جدیدی بدهد. حضرت فرمود: اکنون جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خداوند پیام آورد که «هر یک از حاضران در مسجد یک دعای مستجاب شده نزد خدا دارد. پس نیت کند و تو ای پیامبر برای دعای آنها آمین بگو تا دعایشان مستجاب گردد». اصحاب که این خبر را شنیدند و خوشحال شدند. پیامبر (ص) نیز فرصت داد به آنها تا نیت کنند. هر کسی یک نیتی داشت، یک حاجتی در نظری شود، برخی به رفع مشکلات خود فکر می کردند، برخی برای آینده نیت کردند،....(آن که خانه نداشت برای خانه دارشدن، آنکه مجرد بود برای متأهل شدن، آنکه بدهی داشت برای ادای دین خود، آنکه بیمار بود برای شفای خودش.....). پیامبر (ص) کسی بود که با اجازه خدا از غیب خبر داشت و از ضمیر درونی اصحاب نیز با اطلاع بود و می دانست چه چیزی را نیت کرده یا نیت می کنند. بالاخره اصحاب حاضر در مسجد نیت کردند و پیامبر(ص) دستش را به آسمان بلند کرد و برای استجابت دعاهای آنها آمین گفت اما این جمله را نیز اضافه کرد: «لو کان اویس لقالها» یعنی: «اگر اویس اینجا می بود، به آن نیت دعا می کرد». همه این اصحاب خوشحال شدند و به حوائجشان رسیدند.

-         گذشت و گذشت. پیامبر (ص) از دنیا رفت و اصحاب در مسجد جمع می شدند و قصه های خود را با پیامبر(ص) برای همدیگر بیان می کردند. مسلمانان بیرون مدینه نیز می آمدند و گوش می کردند (به ویژه آنهایی که پیامبر (ص) را ندیده بودند یا تازه مسلمانها) تا از روحیات و سیره و کردار ایشان بیاموزند. اویس قرنی در یمن مسلمان شده بود و حتی سفری به مدینه برای زیارت پیامبر(ص) داشت اما همزمان پیامبر (ص) به یکی از غزوات رفته بودند و چون مادرش شرط کرده بود که فقط یک روز در مدینه بماند، به یمن بازگشت و ایشان را ندید. او پس از فوت پیامبر(ص) به مدینه آمد و در مسجد حضور می یافت. از قضا یک روز اصحاب همین قصه را مطرح کردند و از اویس پرسیدند: اگر تو بودی چه دعای می کردی که پیامبر(ص) آرزو داشت تو آنجا می بودی؟ اویس پرسید: اول شما بگویید که چه دعایی داشتید؟ هر یکی از اصحاب دعایش را گفت. اویس که دعاهای ایشان را شنید ناراحت شد و گفت: شما در عمر خود فقط یک بار دعای مستجاب داشتید که اجابت آن توسط خدا و پیامبر (ص) تضمین شده بود، چرا فقط برای خودتان دعا کردید!!!!؟؟ اصحاب پرسیدند: خوب، چه دعایی باید می کردیم؟! اویس گفت: شما و ما هر چه داریم از برکت رسول الله (ص) بوده و هست!! اگر من بودم دعا می کردم: «خدایا این پیامبر رحمت را تا قیامت برای ما نگهدار»!!! اصحاب به خود آمدند و شروع کردند به افسوس خوردن، که چرا متوجه چنین نکته ای نشدیم!! (حیف که پیامبر (ص) نبود و پشیمانی سودی نداشت).

-         حال که ما در آن زمان نیستیم، اگر چنین فرصتی پیدا کنیم و چنین دعای مستجاب و تضمین شده ای داشته باشیم، چه دعا می کنیم؟؟؟ مثلاً اولین باری که چشمتان به کعبه و خانه خدا بیافتد، چه دعایی می کنید؟ یا چه دعایی کرده اید؟ یا در حرم امام حسین (ع) و زیر گنبد ایشان که دعا مستجاب است، دعایتان چه بوده است؟

-         تجربه خودم را می گویم: هم در سفرم به بیت الله الحرام و هم در زیارت عتبات عالیات، چنین دعا کرده ام: «خدایا من و خانواده ام را از امام زمان (عج) جدا مکن». اکنون ماه مبارک رمضان است و شبهای قدر در پیش اند. شما چه می کنید؟


<   <<   91   92   93   94      >



بازدید امروز: 38 ، بازدید دیروز: 56 ، کل بازدیدها: 429744
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ